«پیغمبر اسلام(صلی الله و علیه وآله): هر وقت‌ اخلاق قومی از دسـت رفت آن قوم را منقرض- شده باید دانست!»


ارزش انسان

هر‌ وقت ملتی از جاده ی‌ تقوی‌ و فضیلت مـنحرف گردید و اعتنائی به راسـتی و حـق و عدالت نکرد آن ملت‌ دیگر قابل بقاء و زیست نخواهد بود.

«ساموئیل اسمایلز»  صورت و سیرت زیبائی بر دو گونه است: صوری و معنوی، در قسم اول‌ میزان‌ نه آنست که فقط از یک عضو از اعضاء صورت بحسن و زیـبائی آراسته باشد؛ چه افراد نادری یافت‌ می گردند که حتی فاقد زیبائی برخی از اعضاء صورت باشند، بلکه ملاک‌ حسن‌ صوری، تناسب و همآهنگی خاصی است که میان اعضاء وجود داشته باشد.

در چنین صـورتی رمـز زیبائی وجود خواهد داشت، و اگر این تناسب و همآهنگی وجود نداشته باشد می گویند فلان کس مثلا‌ دارای‌ چشم زیبائی است، بدون اینکه کلمه ی زیبائی به طور مطلق‌ درباره او گفته شود.

در این جهان هر موجودی برای هدفی آفریده شده اسـت،کمال و سعادت او نیز در رسیدن‌ به همان‌ هدف و مقصود است، انسان‌ هم‌ که موجودی از موجودات این جهان‌ است از خلقت و آفرینش او هدف و مقصودی در نظر گرفته شده است، هدف نهائی انسان‌ همان شخصیت بـارز انـسانیت و مقام عبودیت است البته رسیدن‌ به هر‌ مقصودی طریق و راه مخصوصی دارد که می بایستی از همان طریق براه افتاد. راهی که آدمی را به هدف او یعنی: «انسانیت» می رساند مجموعه ‌ای است از دستوراتی که بنام «اخلاق» خوانده مـی شود.

در زیبائی مـعنوی عـینا همینطور است، یعنی در برابر شکل صوری؛ حقیقتی بنام سیرت وجود دارد‌؛ این‌ صورت درونی مانند صورت خارجی زشتی و زیبائی دارد، چه او نیز دارای اعضاء و اجزاء معنوی است.

ممکن است برخی از اجزاء روحـی مـا زشت و ناپسند باشد، چنانچه برخی دیگر‌ از‌ آنها‌ ممکن است نیکو و پسندیده باشد‌؛ ولی‌ رمز‌ زیبائی سیرت در آن است که اعتدال خاصی میان صفات‌ و عواطف ما وجود داشته باشد، نتیجه ی ایـن تـعدیل صـفات آنست که‌ زمام‌ و اختیار‌ صـفات را در عـهده ی خـود داشته به آسانی و راحتی‌ بتوان‌ آنها را کنترل نمود یعنی هنگامی که عقل فرمان می دهد که‌ قوه غضب قیافه ی خود را ظاهر سازد؛ از جاده ی‌ حـق‌ و اعـتدال‌ خـارج نشویم.

و همچنین گاه شهوت، از حصار عفت قدم بـیرون‌ نـگذاریم. همچنین در مورد سایر احساسات‌ و غرائز تعادل و همآهنگی را رعایت کنیم اگر این تناسب و انضباط میان تمام‌ صفات‌ روحی‌ ما وجـود داشـته بـاشد دارای «اخلاق پسندیده» خواهیم بود.

اگر برجستگی‌ و امتیازی‌ در یکی و دوتا از اوصـاف روحی باشد، در چنین صورتی‌ گویند: فلانی سخاوت داشته و یا اینکه‌ متواضع‌ 

است‌، ولی هرگز نمی گویند: «اخلاق‌ پسندیده» دارد، چه از یـک گـل بـهار نخواهد‌ شد‌ گرچه‌ گل در هر حال مطبوع و زیبا است.



آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

تفاوت های اخلاق و آداب را می توان چنین برشمرد:  اخلاق از مسائل مربوط به روح انسانى بحث مى‏كند ولى آداب مربوط به افعال بدن است.  مسائل اخلاقى همیشه و در طول زمان ثابت بوده و تغییر در آنها راه ندارد ولى آداب در زمان‏هاى مختلف متغیر و متفاوتند.  مسائل اخلاقى از نظر مكان نیز ثبات داشته و در هر شهر و هر كشورى یكسان مى‏باشند، اما آداب در شهرها و كشورهاى مختلف، تغییر نموده و آداب هر منطقه مخصوص همان مكان است. مردم دنیا در معناى ادب با یك دیگر تفاوت و اختلاف ندارند اما در مصداق آن هر ملتى با ملت دیگر تفاوت دارد.  اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است، ادب هر شخصى نشان دهنده فضیلت‏ها یا رذیلت‏هاى اخلاقى اوست.  در روایات اسلامى به آداب بیش از اخلاق اهتمام داده شده است.  مسائل اخلاقى قابل استدلال عقلى مى‏باشند ولى براى آداب استدلال عقلى وجود نداشته و تابع ذوق و سلیقه مردم مى‏باشند. خواهى كه شوى خلاصه نوع بشر باید كه فراموش كنى نام پدر در فضل و ادب‏ كوش به میدان هنر از أهل كمال و معرفت گوى ببر
آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

آثار دنیوی نیکی به پدر و مادر1. مرگ آسان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: کسی که دوست دارد خداوند سکرات مرگ را بر او آسان کند، صله رحم کند و به پدر و مادرش نیکی کند.(1)
2. عمر زیاد می‌شود: « و الله یزید فی العمر.»(2) امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: نیکی به پدر و مادر عمر را زیاد می‌کند.
3. دچار فقر نمی‌شود: « . ولم یصبه فی حقاقه فقراً ابداً.»(3) در زندگی فقر به سراغ او نمی‌آید.
4. نتیجه نیکی به پدر و مادر: در دستورات اسلامی به ما سفارش کردند که به پدر و مادر خود احسان کنید تا فرزندان شما نسبت به شما نیکی کنند، چون این کار یک آموزش عملی است که فرزندانمان از ما می‌آموزند، لذا امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: به پدرتان احترام کنید که فرزندانتان به شما نیکی کنند.(4) 

آثار اخروی نیکی به پدر و مادر1. رضای الهی: وقتی که انسان به پدر و مادر خود احترام می‌کند و آن ها را از خود راضی می‌کند، نتیجه‌اش این می‌شود که خدا هم از او راضی می‌شود، لذا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « رضای خداوند در رضای والدین است.»(5)
2. در سایه عرش الهی: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: « حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ با خداوند مناجات می‌کرد، یک نفر را دید که زیر سایه عرش الهی است، از خداوند سؤال کرد این چه کسی است که زیر سایه عرش تو قرار گرفته است؟ خداوند فرمود: این کسی است که به پدر و مادرش نیکی کرده است.»(6)
3. به جهنّم نمی‌رود و جایگاهش بهشت است: عن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «لن یدخل النار البار بوالدیه.»(7)
یک نفر به حضرت عیسی(ع) گفت: ای معلّم خیر مرا به عملی راهنمایی کن که به بهشت بروم، فرمود: تقوای الهی را در آشکار و نهان داشته باش و به پدر و مادرت نیکی کن.(8)
4. در بهشت نزدیک انبیاء: پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: « بین انبیاء و نیکی کننده به پدر و مادر یک درجه فاصله است.»(9)

آذین کلام وادب (پرسش مهر )18





«قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»؛ 


«[یعقوب] گفت: اى پسرک من! خوابت را براى برادرانت ‏حکایت مکن که براى تو نیرنگى 


مى‏اندیشند. زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است.»

  1. والدین باید روحیات فرزندانشان را نسبت به هم بشناسند تا بتوانند اعمال مدیریت کنند؛
  2. در پیش‌بینی‌های صحیح نسبت به مسایل مهم، گاهی اظهار سوء‌ظن و یا پرده‌برداشتن از خصلت‌ها مانعی ندارد؛
  3. دانسته‌ها و اطلاعات باید طبقه‌بندی شود و محرمانه از غیرمحرمانه جدا شود؛
  4. هرحرفی را به هرکسی نزنید؛
  5. کوشش کنید زمینه‌های حسادت شعله‌ور نشود؛
  6. کید و حیلۀ انسان، کاری شیطانی است؛
  7. در خانوادۀ انبیا، مسایل اخلاقی همچون حسد و حیله مطرح است؛

  8. شیطان با استفاده از ابزار درونی خودمان بر ما مسلط می‌گردد؛ مانند حسادت.



آذین کلام وادب (پرسش مهر )18



قصه حضرت يونس (عليه‌السلام)

اي خدا اي خالق ليل و نهار اي كه آلاء تو باشد بي‌شمار
از تو مي‌خواهم مدد اي مهربان تا بر گويم ز يونس چند داستان
نام او ذو الفنون و فرزن متي بود پيغمبر به شهر نينوا


چون كه شد سي سال از عمرش تمام گشت مبعوث رسالت بر انام
نام مبارك حضرت يونس(عليه‌السلام) چهار بار در قرآن مجيد ذكر شده است،[1] به علاوه در چند آيه ديگر، درباره اوصاف و سرگذشت وي بدون ذكر نامش سخن به ميان آمده،[2] و يك سوره قرآن (سوره دهم) به نام اوست.
حضرت يونس(عليه‌السلام) يكي از پيامبران بني اسرائيل است،[3] كه چهار هزار و هفتصد و بيست و هشت سال بعد از هبوط آدم(عليه‌السلام) متولد شد.
نام پدرش «متي» از عالمان و زاهدان وارسته و شاكر بود، به همين جهت خداوند به حضرت داوود (عليه‌السلام) وحي كرد كه همسايه تو در بهشت، متي پدر يونس(عليه‌السلام) است[4] و نام مادرش «تنجيس» بود.[5]
وي از ناحيه پدر از نواده‌هاي حضرت هود(عليه‌السلام) و از ناحيه مادر از بني اسرائيل بود.[6] به خاطر اينكه در شكم ماهي قرار گرفت با لقب «ذوالنون و صاحب الحوت» از او ياد شده. [7]
ابن بابويه گفته است: يونس(عليه‌السلام) را براي آن يونس (عليه‌السلام) گفته‌اند، كه چون بر قومش غضب كرد و از ميان ايشان بيرون رفت، به پروردگار خود انس گرفت، و چون به سوي قوم برگشت مونس ايشان گرديد.[8]
قبر وي هم اكنون در نزديك كوفه، در كنار شط، به نام مرقد يونس معروف است.[9]
رسالت حضرت يونس(عليه‌السلام)[10] 
شهر نينوا در منطقه موصل (در عراق كنوني) پايتخت دولت آشوريان به شمار مي‌رفت، اين دولت قدرت و استيلاي خود را بر بيشتر كشورهاي اسيا گسترش داد. نينوا در آن دوران، از غني‌ترين و بزرگترين شهرهاي مشرق زمين محسوب مي‌گشت و داراي جمعيتي بيش از صد هزار نفر بود.[11]
فراوني نعمت و ثروت بي حد و حصر، مردم آن سامان را به وسيله انجام كارهاي ناروا و گناهانشان به ورطه گمراهي كشاند، از طرفي مردم نينوا بت پرست بوده و به خداي متعال ايمان نمي‌آوردند.
خداوند يونس(عليه‌السلام) را به سوي آنان فرستاد. يونس(عليه‌السلام) در سي سالگي به نينوا رفته و دعوتش را آغاز نمود. آن‌ها را به ايمان به خدا و توبه و بازگشت از گناهانشان دعوت مي‌فرمود: ولي آنان بر انجام كارهاي خود پافشاري كرده و دعوت وي را نمي‌پذيرفتند، سي و سه سال از آغاز دعوتش گذشت، اما هيچكس جز دو نفر به او ايمان نياوردند، يكي از آن دو نفر دوست قديمي يونس(عليه‌السلام) و از دانشمندان و خاندان علم و نبوت به نام «روبيل» و ديگري عابد و زاهدي به نام «مليخا» بود.





آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

۱- امروز صبح، مثل تمام صبح های دیگر ده سال اخیر، پدر بزرگ ۸۶ ساله‌ام بعد از برگشتن از پیاده روی صبحگاهی، گلی را که برای مادر بزرگم چیده بود به او داد. امروز صبح من با پدربزرگ به دیدن مادر بزرگ رفتم و وقتی او گل را روی سنگ قبر مادربزرگ گذاشت با حسرت گفت:” کاش وقتی زنده بود هر روز صبح برایش گل می‌چیدم”.

۲- امروز درست در تولد ۴۷ سالگی‌ام نامه خودکشی را که ۲۷ سالگی نوشته بودم مرور کردم. اگر آن روز همسرم دو دقیقه دیرتر خبر پدر شدنم را به من می‌داد اکنون من وجود نداشتم. ۱۹ سال از آن روز می‌گذرد و دخترم، دلیل زندگیم ۲۱ ساله است و دو برادر کوچک‌تر نیز دارد. هر سال در روز تولدم این نامه را مرور می‌کنم تا شاید بیشتر بابت داشته‌هایم شکر گزار باشم.

۳- بعد از آسیب دیدن کمرم، اخراج از کار و از دست دادن خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردیم مجبور شدیم برای ادامه زندگی به منزل پدر همسرم نقل مکان کنیم و درست همین دوران دخترم دچار بیماری کشنده‌ای شده بود و ما در دوره بدی قرار داشتیم. با خودم فکر می‌کردم من چقدر بدشانس و بد بختم که صدای همکارم توی گوشم پیچید. گریه می‌کرد و فریاد می‌زد ملیسای زیبایم در تصادف مرد” آن لحظه بود که حس کردم خیلی خوش شانس هستم.

۴- پنج سال بعد از مرگ همسرم یک روز صبح زوج جوانی به همراه ۳ فرزند کوچکشان مهمان من شدند. مرد با لبخندی به لب گفت: ” من کسی هستم که قلب همسر شما من را نجات داد، روزی نیست که برای سلامتی شما و آمرزش همسرتان دعا نکنم، واقعاً ممنونم.”

۵- هفته گذشته در مراسم خاکسپاری دوستم هلن نوبت به سخنرانی همسرش رسید. ” زندگی به سمت مرگ در حرکت است، هلن با علاقه زندگی کرد و در حالی دنیا را بدرود گفت که به کارهای مورد علاقه‌اش مشغول بود شاید اگر کاری که دوست داشت را انجام نمی‌داد الان زنده بود ولی در آن صورت درست زندگی نکرده بود”.


آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

مدرسه به‌عنوان نماد آموزش و پرورش شامل نیروی انسانی آموزشی، پرورشی و اداری و برنامه‌های آشکار و پنهان آموزش و پرورشی، باید در پی آن باشد که دانش‌آموزان بیاموزند چه چیزی و کجا ارزش اخلاقی است؟ چه چیزی درست، خوب یا وظیفه است؟ خوب چیست؟ درست چیست؟ و.

برای دستیابی به هدفهای بالا لازم است مدرسه بایدها و نبایدهایی را در پیوند با رویکردهای آموزش و پرورش اخلاقی پی گیرد. در ادامه به برخی از این رویکردها و بایدها و نبایدها اشاره ای گذرا خواهیم داشت.

1ـ بخشی از آنچه به دانش‌آموزان، آموزش داده می‌شود باید فضایل اخلاقی و مناسبات انسان‌دوستانه در نهادهای مدنی و کنش‌های گروهی و رعایت هنجارهای اخلاقی در بهره‌بردن درست از محیط‌زیست و طبیعت باشد.

2ـ دانش‌آموزان، پدرها و مادرهای آنها باید در رویکردهای آموزش و پرورش اخلاقی مدرسه مشارکت داشته باشند.

3ـ رویکردهای آموزشی و پرورشی اخلاق باید گوناگون باشد. مدرسه باید از شیوه‌های گوناگون پرورش اخلاقی مانند برنامه‌های نمایشی، رسانه‌های چند کاره و ابزارهای چند رسانه‌ای،ٰ گفت‌وگو و. بهره گیرد.

4ـ رویکردهای آموزش و پرورش اخلاقی نباید صرفاً مستقیم باشد،.بلکه باید از رویکردهای غیرمستقیم نیز بهره ببرد.

5ـ افزون بر رویکردهای رفتاری اخلاق باید بر جنبه‌های ذهنی اخلاق و ارزش‌ها تأکید شود.

6ـ مدرسه باید دانش‌آموزان را توانمند سازد که استدلال و تحلیل اخلاقی داشته باشند.



آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

ارزشهای اخلاقی موجب برتری وکمال انسان می شود. و بخاطر همین ارزشها، برتری انسان ها بستگی به اخلاق نیک وصفات پسندیده دارد. وبرای چنین انسانی که دارای اخلاق وکمال باشد ارزش و احترام فراوانی قائل هستند.

پیامبراکرم (ص) دارای چنین اخلاق و اوصاف نیک بود. قرآ ن مجید درخصوص اخلاق نیک آن حضرت می فرماید:

[65]اِنک لَعَلی خُلُق عَظیم.

یعنی ای رسول خدا تو دارای اخلاق بزرگ هستی.(21)

درتاریخ نوشته اندکه: یک روزی پیامبراکرم (ص) از مدینه منوره بیرون رفت مشاهده کردکه مردعربی سر چاه آبی نشسته و می خواهد برای شتران خود آب بکشد.

فرمود: آیا اجیر وکارگر می خواهی که برای شترانت آب بکشد؟ مرد عرب گفت بلی، برای هر دلو آبی که از چاه بکشید سه عدد خرما اُجرت می دهم. حضرت راضی شد و فرمود قبول می کنم. حضرت یک دلو آب کشید و سهعدد خرما اُجرت گرفت. تا اینکه آن حضرت هفت دلو دیگری آب کشید و د لو هشتم که رسید ریسمان پاره شود و د لو به داخل چاه افتاد.

مرد عرب با مشاهده این صحنه عصبانی شد، وجسارت کرد، وسیلی بصورت مبارک آن حضرت زد که چرا ریسمان را پاره کرده ودلو به داخل چاه افتاد.

پیامبراکرم (ص) دست مبارک خود را داخل چاه برد و د لو را بیرون آورد.

[66]

مرد عرب این حلم وحسن خلق را از پیامبراکرم (ص) دید، فهمید که آن حضرت بر حق بوده و کار خودش اشتباه.

ولذا رفت وکاردی که همراه داشت با آن کارد دستیکه بنا حق سیلی بصورت پیامبر خدا (ص) زده قطع نمود، وغش کرده برروی زمین افتاد. قافله ای ازآن راه گذشتند، دیدند دست این مرد عرب قطع شده و روی زمین افتاده است،آنان پیاده شدند وآب بصورت او پاشیدند، وقتی که بهوش آمدگفتتند: تورا چه شده است که روی زمین افتاده ای در حالی که دستت از بدن جدا شده؟

گفت: بصورت حضرت محمد (ص) سیلی زده ام، می ترسم که دچار عقوبت شوم! برخاست و دست قطع شده خود را بدست دیگری گرفت. و به خدمت رسول خدا (ص) آمد.

دید بعضی از اصحاب و یاران آن حضرت نشسته اند، گفتند: چه می خواهی؟

گفت: به پیامبر اکرم (ص) حا جتی دارم.

سلمان فارسی او را به خانه فاطمه «س» برد، دید پیامبر خدا (ص) نشسته و حسنین (ع) را روی زانوی مقدس خود جای داده.

مرد عرب عذر خواهی نمود از کاری که کرده است؟!

پیامبر اکرم (ص) فرمود: پس چرا دستت را قطع کردی؟

[67]

عرض کرد: یا رسول الله من دستی را که بصورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی خواهم.

رسول اکرم (ص) مرد عرب را به دین اسلام دعوت فرمودند. مرد عرب عرض کرد: اگر شما پیامبر برحق هستید دست قطع شده مرا به حالت اول برگردان و شفا دهید آن وقت اسلام می آورم.

پیامبر اکرم (ص) دست قطع شده اش را بمو ضع خود گذارده فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم و نفسی کشید دست مبارک خود را بمو ضع قطع شده مالید، دست مرد عرب بحال اول خود برگشت. ومرد عرب قبول اسلام کرد.(22)

اخلاق و صفات پسندیده پیامبر اکرم آنقدر فراوان است که خود کتاب مستقلی می خواهد، و ما به همین اندازه بسنده کرده و این قسمت از بحث را به پایان می بریم امیدواریم که رضایت خوانندگان محترم را جلب کرده باشیم.

(21)- قرآن مجید، سوره قلم، آیه 4.(22)- منتخب التواریخ، ص 859.
آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

جوانان و نوجوانان در هر جامعه ای منابع و گنج های نهفته ای هستند که اگر متولیان امور، سرمایه گذاری لازم را انجام دهند و با رفتار حکیمانه و احترام به نیازها و در نظر گرفتن شخصیت آن ها، به اهداف مطلوب و ایده آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این که آنان را از گزند انحراف و بی هویتی و آسیب های جامعه مصون می دارد، قلب های پاک و زلال آن ها را به سوی نیکی ها و اخلاق پسندیده رهنمون داشته و جامعه آینده را از نظر سلامت و حفظ ارزش ها، بیمه می نماید. 
امام صادق (ع) در مورد سرمایه گذاری معنوی برای نسل جوان و حفاظت آن ها از انحراف و کج اندیشی، می فرماید: «نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا نمائید قبل از این که مُرجعه (که یکی از گروه های منحرف عصر ایشان بود) بر شما پیشی گیرند.»(تهذیب الأحکام، ج 8، ص 111)
شیوه رفتاری آن امام همام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل های ایشان در مورد جوانان و برخورد با آنان، بزرگداشت شخصیت آن ها، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهای فردی و اجتماعی و همچنین رفتار سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوی آن حضرت بود و همین امر باعث شیفتگی آنان به رهبر خویش گردیده بود.
آن حضرت به سرعت پذیرش مکارم اخلاقی در جوانان توجه کرده و در همین زمینه به ابوجعفر؛ مؤمن طاق (یکی از شاگردان مبرز ایشان) می فرماید:«بر تو باد تربیت جوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران نیکی ها را می پذیرند.»( کافی، ج 8، ص 93)



آذین کلام وادب (پرسش مهر )18


پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) در تربیت انسان ها، موفقیت های شایانی داشت، به گونه ای که در زمان کوتاهی، دایره تربیتی ایشان از جزیرة العرب، که مردم آن تا آن زمان در خشن ترین حالات زندگی می کردند، گذشت و آوازه آن به مناطق بسیار دوردست رسید. برای این توفیق، دلایل زیادی می توان برشمرد که برخی از آنها عبارتند از:

الف. ویژگی های اخلاقی و رفتاری پیامبر

1. مهربانیِ با مؤمنان و دوستان: (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ) (فتح: 29); محمّد فرستاده خداست و کسانی که با اویند بر کافران سرسخت و در میان خود مهربانند.

(عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ) (توبه: 128); به رنج افتادنتان بر او گران و دشوار است; به شما دلبسته است و به مؤمنان دلسوز و مهربان.

2. جانفشانی در ترویج دین و تربیت اخلاقی مردم: (فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَی آثَارِهِمْ إِن لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً) (کهف: 6); شاید تو بر پی آنان، اگر به این سخن ایمان نیاورند، خود را از اندوه خواهی کشت.

3. فروتنی و تواضع در دعوت مردم به ایمان: (فَبَِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ) (آل عمران: 159); به خاطر مهر و بخشایشی از خداست که برای ایشان نرم شدی، و اگر درشتخوی و سخت دل بودی از گِردت پراکنده می شدند.

4. برخورداری از شخصیتی والا و اخلاقی نیکو: (وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم.) (قلم: 4)

این همه موجب شد تا پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) بتواند در هدف و راه خویش توفیق یابد.
 


آذین کلام وادب (پرسش مهر )18

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

هواشناسی ممسنی پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان نسیم کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد. اخبار سینما فروش و صادرات کلم قرمز مرکز اطلاعات زیبایی